یاد دارم که شبی در دل دال
یاد دارم که شبی در دل دال.............................بین فولاد و بتن گشت جدال
هر دو از خستگی و کار زیاد..............................بر فلک برده دو صد ناله و داد
بتنش گفت به صد خشم و خروش.....................ای تو زنازکی همچون دم موش
با چنین هیکل نازک که تراست.........................طاقت و تاب فشاریت کجاست
جمله نیروی فشاری به من است......................زان مرا مانده و افسرده تن است
گفت فولاد که ای یار عزیز.................................این چنین سخت تو با من مستیز
من و تو راحت و آسوده بدیم.............................هریکی در طرفی توده بدیم
روزی آمد بر ما صاحب کار.................................با من و با تو چنین کرد قرار
که بیاییم و به هم در سازیم.............................کار او زود به راه اندازیم
او به ما وعده خوبیها داد................................وعده لطف و نکوییها داد
گفت جای تو به بالا سازم................................بهرت از چوب متکا سازم
گرچه اول بنهاد او دو سه بند.............................لیک برداشت پس از روزی چند
زان سپس ما بفتادیم به کار.............................من فتادم به کشش تو به فشار
بین کنون از چه در این حال شدیم.....................راست بشنو زمن، اغفال شدیم
سلام به وبلاگ مهندسی ژئوتکنیک خوش آمدید. هدف ما ارائه وبلاگي مفید برای افزایش سطح علمی مهندسین عمران می باشد. در این وبلاگ سعی گردیده مقالات علمی معتبر، كتب معتبر و مفيد و تشريح فناوري هاي نو و جديد و مطالب جالب و آموزنده در زمینه های مختلف مهندسی عمران ارائه گردد. امیدوارم این وبلاگ برای شما مفید باشد.